Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

39

دیروقت توست
نه به نبودن روز
که به قرارت دیر است.
چشم تو ترجمه می کند
حرف میزند
واضطراب هم … دارد.
هوای تو
بوی نسترنت
گرمی من
آتشت
و همان ضمائر جمع همیشگی
یادشان بخیر.
دیرت نیست؟
هست؟
.
.
زندگی هست
ومن
هم!
.
.

38

مسؤولیت شیعه بودن

نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار7-شیعه- و به عنوان دفتر سوم منتشر شده است. این نوشته بخشی ازمتن سخنرانی علی شریعتی در حسینیه ارشاد است که به تاریخ 15/8/50 ایراد گردیده است.

 

اگر بخواهم مسئولیت های “ شیعه بودن “ را فهرست کنم، با تکیه بر مکتب علی و اساسی ترین مبانی اعتقادی و سرگذشت تاریخی شیعه باید بگویم: مسئولیت های شیعه بودن عبارت است از:
1- در برابر باطل، علیرغم هر مصلحتی - ولو به قیمت نابود شدن خویش - “ نه “ گفتن!
2- ارزش و معنی هر عملی و هر عقیده ای را در مذهب، به داشتن “ رهبری درست و پاک در جامعه “ وابسته دانستن و معتقد بودن که جامعه اگر رهبری درست را فاقد باشد هر عملی و عقیده ای بی ثمر است.
3- اعتقاد به این که از آغاز بشریت تا ختم نبوت ( آدم تا خاتم ) و از آنجا تا پایان عصر امامت، یک نهضت و یک مکتب خدایی بوده است و یک جهاد و هدفش کمال و نجات بشریت و آگاهی مردم و استقرار آزادی و برابری در جهان و این مسئولیت، وراثتی است که نسل به نسل به پیامبران و از آن پس به پیشوایان و در عصر غیبت، به فرد فرد انسان های مسئول حق پرست می رسد و این مسئولیتی است که در آن هر شیعه ای باید زندگی را “ عقیده و جهاد “ بفهمد و هر ماه را محرم و هر روز را عاشورا و هر قطعه از زمین را صحنه کربلا ببینند!
4- عدالت را به عنوان یک “ جهان بینی “ تلقی کند ( خدا عادل است ) و آن را هدف رسالت پیامبران بداند و ائمه خویش را قربانی وفادار ماندن به این رسالت و خود را متعهد استقرار و جهاد در راه استقرار آن زمین ببیند.
5- خود را بیشتر از هر مسلمانی منحصراً متکی بر قرآن و سنت بار آرد و اینچنین بیندیشد و عمل کند.
6- بیش از همه انسان ها ( چون مسلمان است ) و بیش از همه برادران مسلمان ( چون شیعه است )، در برابر اشرافیت، اختناق، نظام استضعاف، بهره کشی، تخدیر فکری، استبداد، بنیاد طبقاتی، مصلحت پرستی، محافظه کاری، سازش و نرمش با زشتی و خیانت، قساوت، عوام فریبی، جهل و ترس و طمع، غصب و تبعیض و تجاوز و زور و ظلم و جمود فکر و تقلید و تعصب و لذت و مرید بازی و دست بوسی و ستم پذیری و پول پرستی و زهد گرایی و گوشه گیری و صوفی منشی و فلسفه بافی و تعبد . . . و هرچه انسان را تضعیف، تخدیر و یا تحقیر و یا تقسیم می کند، سازش ناپذیر و مبارز ماندن.
7- علی وار کار کردن و پرستیدن و شمشیر زدن و سرسخت بودن و تحمل کردن و پاکباز بودن و سخن گفتن و عمل کردن و اندیشیدن و تولید کردن و گرسنگی بردن و به آگاهی خلق کوشیدن و زشتی ها را بی باک پرده دریدن و نهراسیدن و سربلند بودن و فروتنی کردن و در راه “ مکتب “ جهاد کردن و در راه “ وحدت “ تحمل نمودن و در راه “ عدالت “ از پا ننشستن و در راه یک “ آری “ نگفتن به کژی، خود را نابود ساختن.
8- مسئولیت روشنفکر ما وراثت نبوت را در تاریخ و مسئولیت علمای ما نیابت امامت را دراسلام داشتن و . . .
9- مسئولیت هر خانواده شیعی، پیرو خانواده ای بودن که در آن، علی پدر است و فاطمه مادر و زینب دختر و حسین پسر!
10- بالاخره، مسئولیت هر شیعه ای در هر عصری و نسلی، از هرچیزی و هرکسی، به “ کربلای انقلاب “ و “ حسین شهادت “، “ گریز زدن “! و “ رهبری “ و “ برابری “ را اصل ایمان خویش و هدف خویش، و تحقق آن را مسئولیت خویش دانستن. و این همه، یعنی “ علی “ را نه چون بتی پرستیدن، که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه: “ علی وار “ بودن و “ علی وار “ زیستن و “ علی وار “ مردن.
که “ شیعه علی بودن “ یعنی این.
و “ مسئولیت شیعه بودن “ یعنی این!
.

.

پانوشت
1)خدایش بیامرزد.
2)خدابیامرز آیتمی هم به فکر کردن شیعیان اختصاص می داد راه دوری نمی رفت.
3)خنده ام میگیره وقتی یه اصلاح طلب الاغ که هرچی زر میزنه
تئوری های لیبرالی از توش در میاد،بعد میاد واسه شریعتی ختم میگیره وآبغوره!
4)انصافا مطهری هم شهید بود هم “شهید” شد.و فرسنگها با کلی گوییهای “دکتر”فاصله داشت.
5)جماعت شریعتی پسند دوتا صفت دارند:الف:به شدت عاشق پیشه اند واندر کف!  ب:عقل ها تعطیل محض!
6)به پدرم گفتم:یه بار دیگه بیا با هم “امت و امامت “رو بخونیم و روش بحث کنیم!
برگشت گفت:ترجیح میدم تعبیر خواب ابن سیرین رو بخونم!
7)30 ساله تو جویم! شریعتی هم معلم جوسازش بود.
8)یونس تبریزی اس ام اس داده توش نوشته تولد “چه” مبارک!
یکی نیست بهش بگه :آخه “چه گوآرا” به ریخت من چه ربطی داره؟
ده سال پیش که جوون بودم وانقلابی،نهایتش خیلی میخواستم آرمانی باشم
میرفتم ستاد کارگزاران!
9)”آدم بدشانس” نوشته ی آلبرتو موراویا نشر خورشید فوق العاده است.
بخونیدش از کتاب هانتینگتون بیشتر حال میده!
10)نمیدونم چرا ازین گوه کاری دانشگاه زنجان بدم میاد.از خود یارو،از دختر دهن لق،
از دانشجوها؛از بلوتوث موبایل،از آبروریزی و… متنفرم.
11)کامنت ها آف باشه بهتره.نه؟
12)”پاسارگاد نم کشید”کون دولت هم درد نکنه که اینجوری رید به میراث باستانی مون!
.

37

.
وایسادم،مات مات؛همینجوری زل زدم به دریا.
انگاری اولین باره که میبینمش.این موج ها ی خزر
که کف میکنن و بالا میان و دوباره روسر هم خراب
میشن، شدن حکایت زندگی من. این نسیم هم شده تو!
من میلغزم و تو می وزی!
هی میچرخی، هی خنک میشی،مدام تر میشی،
که چی؟ که بگی موج بودن هم شد کار؟
خودت چی؟ شده از خودت بپرسی خلقتی که خیس
زاییدنش،به گریه هاش حقیقتی هست یا نه؟
برو بابا!
دلم خوش بود.. هیچی! بی خیال…
شنبه رو برگه ی متقی مینویسم:هیچی تو این مملکت
نهادینه نشده باشه، اخلاق تخمی زن جماعت خوب نهادینه شده.خوب!
.
.

36

.

بغلش میکنم،تب داره هنوز.این داغی دست وپای کوچولوش فشارم میده.
چشاش قرمز شده،آروم پلک میزنه ونگام میکنه،هنوزم زیاد بهش رو نمیدم.
کلا مثل بابام شدم.اونم زیاد اهل تحویل گرفتن پسر جماعت نبود.
میگه:بابا شب بریم دور بزنیم میدون محسنی ذرت بخوریم؟منونبر بیمارستان!
خواهش میکنم! میگم:پسرم ، وقتی با باباتی از هیچی نترس.
میگه:دکتر آمپول میزنه،دردم میاد… بغض میکنه…
میگم:من مادر اون کسی که تورواذیت کنه رو-مکث میکنم-میکشم!
میگه:مامانش نه!خودشو بکش!
میگم:حتما.الان بریم بکشمش؟
لبخند میزنه،دلم وا میشه،میگه:بریم!
.
داروخونه چی بلوار کاوه دو تا گونی دوا داده دستم.یکی واسه خودم
یکی هم واسه ایلیا.رسیدم خونه،مامانش دواهاشو میده.منم میفتم.
بعداز ظهری تبش قطع شده.حرارت سنج رو میذارم دهن خودم.
رو چهل وایساده پایینم نمیاد.بچه رو نگاه میکنم،داره بازی میکنه.
انگاری هیچیم نیست.
دلم واسه بابای خودم تنگ شد.زنگ میزنم:سلام حاج آقا،…
اشکم میریزه … بابا من… شرمندتم بخدا…به جون ایلیا اگه پریروز
رو حرفتون حرف زدم…شما بذار به حساب خریتم…من کوچیکتم.
…… سبک شدم.همین!
.
.

35

استادمون بعد نهار میگفت: مرحوم امام اندازه ی رضا شاه و ممل شاه
ملی گرا بود.کلی هم پشت بندش توضیح داد که من 15 تا کتاب مختلف
از اندیشمندان غربی رو آنالیز کردم ونظرات اونا رو دارم نقل قول میکنم.
استادمون آدم خوش فکر و بسیار با سوادیه،اماروم نشد بهش بگم : استاد
بزرگوار اگه نظر این 15 تا فیلسوف غربی رو شما دیدید و به این نتیجه ی
مهم رسیدید،بقیه هم نظر 150000 تا فیلسوف غربی و شرقی وشمالی و
جنوبی وقطبی و فضایی و… دیدند وبه این نتیجه رسیدند که مرحوم امام
ایران رو واسه اسلام میخواست نه اسلام رو واسه ایران.
.
.
پانوشت:
آدما سنشون که از 40 سال میگذره ، محافظه کاری رو از رو میبرن!
.

34

.

“ترس زن از وابستگی،بی توجهی ونقشی که اورا وادار به انتظار
کند،غالبا موجب آرزو و درخواستی در او میشود که فروید برآن
تاکید کرده است: آرزوی داشتن آلت تناسلی مرد.
اما؛ریشه این آرزو در آن نیست که زن از آغاز حس میکند که
چیزی کم دارد؛بلکه در آنجاست که خواست او برای داشتن آلت
مردانه؛اورا پایین تر ازمرد قرار داده است.”

جزم اندیشی مسیحی،اریک فروم؛ترجمه منصور گودرزی؛نشرمروارید؛ص160

.

پانوشت:
رضا عظیمی چش شده؟
                

33

.
- آقا قولنامه روامضا کنید.
- بفرمایید..
-خواهش میکنم، اینجا بنام خانممه الان صداش میکنم بیاد امضا کنه.،
رویا! رویا خانم! یه لحظه بیا اینو امضا کن.
 خشکم زد!
-رویا ر…! سلام!
-سلام!
دوتایی اولین چیزی که توبنگاه همزمان بهم گفتیم این بود:
_چقدر چاق شدی!
.
.
یادش بخیر!ترم 2، از در حافظ تا خونه خالی یاشار اینا 10 دقیقه ای میرسیدیم.
صاحب بنگاه و شوهرش ماتشون برده بود که ما زمان لاغریمونو ازکجا دیدیم!
12 سال ! چه زود گذشت!

32

.

با ایلیا(پسرم)اومدم بیرون ماشینو ببرم کارواش، میگه :بابا تند برو.
منم گاز میدم! کلی کیف میکنه! میگه: یه بار دیگه. میگم:بابا این کار
اشتباهیه! ما باید با سرعت مطمئن رانندگی کنیم.میگه:خب،موزیک بذار.
یکی از ترانه های وست لایف رو میذارم…حوصله ش سر میره.
بر میگرده میگه:بابا ! بیا بازم اشتباه کنیم! حالشو ببریم!
.
.
توکا تو پست جدیدش حرفای اون مسئول فرهنگی که قد ایلیای من
هم عقل نداره رو نوشته!خواستم اینجا بگم:بعضی اوقات ما دوست داریم
و پای همه چیزشم وای میستیم و اشتباه رو میکنیم.سفت!
علتش هم خیلی ساده است : میخوایم حالشو ببریم.همین!
قبول ندارین؟از سردار زارعی بپرسین!
.
پ.ن:
جمعه روز خوبی بود!
.

31

.

دیروز تازه فهمیدم یه ساله دارم میرینم به زندگی طرف.
.
دلم شیر پسته شاتوت میخواد!
.
همین!

30

.

خر تو خر عاشقانه

مریم ، سعید رو دوست داره
سعید ، سمیرا رو دوست داره
سمیرا، عبد الله رو دوست داره
عبد الله، مریم رو دوست داره

مریم “بغض” رو میکنه!
سعید” قتل” رو میکنه!
سمیرا” تحمل “رو میکنه!
عبدالله” گریه” رو میکنه!
.
.
براحتی میتونستند “ حال” روبکنند! اگه یکی بهشون میگفت پشت سرتون رو نگاه کنین!
.
.
همه دارن بگا میرن .. تو این خر تو خر عاشقانه!!!
توضیح: اسامی اتفاقی است… کیرم دهن هرکس که باورش نشه.
.

29

.

رابطه ی ظاهری فقر و واپسماندگی با نا استواری وخشونت،
رابطه ای دروغین است.این نه فقدان نوسازی،بلکه کوششش
در جهت نوسازی است که نا بسامانی سیاسی را به بار می آورد
.”

سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی،
ساموئل هانتینگتون،ترجمه محسن ثلاثی،نشرعلم،ص  66

عدالت ، مانند سایه ای است از دولت که چون ارباب دولتی
تصمیم گیرند به جانب آن رو کنند، سایه هم از آنان رو برمیگرداند

کی یر ک گور،سخنرانی؛دانشکده علوم هاروارد

نتیجه:

1: اگه کشوری دچار تورم بود، دولتش میخواسته همه چیزو ارزون کنه!
2:اگه درکشوری تبعیض؛ چشم ملت رو کور کرده بود،دولتش عدالت محور بوده!
3:اگه تو کشوری گفتی: خدا! مردم هر هر خندیدن، یقینا دولتش منتظر ظهور بوده!
4:اگه یه کشوری 3000 تا شهید در مبارزه با قاچاق مواد بده،حاکمانش عمل دارن؛سفت!
5:اگه خوار مادر محرومین یه مملکت بگا بره،دولت اون ملت ، شبانه روزبرنامه ی بازدید مناطق محروم داشته!
6:بقول حسنین هیکل: تمدن 2500 ساله ای که آخرش به احمدی نژاد ختم شده رو باید شاشید توش،سفت!
.
.
.
پانوشت:
وبلاگ تراموا واقعا خوندنیه.هم خوب مینویسه،هم زود آپ میکنه.
علی . ح تو وبلاگش، تو کامنتاش،تو تلفناش، تو اس ام اساش، و… همه جا در حال لیسیدنه!
  

28

.

-ای آقا ! این چه حرفیه؟ “دین” کجاش این چیزیه که اینا میگن؟
-اسلام خیلی شفاف راجع به حقوق زن صحبت کرده.این چیزی که این آخوندا میگن از خودشون درآوردن.
-وا! چه ربطی داره به رفتار ومنش پیغمبربزرگواراسلام؟ایشون آیینه ی رحمت بودند.
-رساله؟ ای بابا! این رساله هارو بنداز دور.ما در اسلام سنگسار نداریم.
-اساسا نماز و فلسفه اش رو تو این مدت تحریف کردن.وگرنه بسیار هم انسان سازه!
-تو چکار داری نص قرآن چیه؟ برو “المیزان ” بخون، شان نزول آیات دستت بیاد!
-ما تو دین حجاب حکومتی نداریم.زنان بنی قریظه هم تو مدینه بی حجاب بودن.الان تفسیر ها غلط شده!
-ببین “نهی از منکر”  شرایطش خیلی سخته! اینا هم دارن بجای ثواب؛گناه کبیره میکنن!
-اهل تسنن؟ اونا که باید برن جهنم ؛بوق بزنن!
-نه بابا! همین شیعیان خالص فقط اهل نجاتند!
-برداشت سنی و شیعه  از اسلام بعضی وقتها باعث شده ظلم زیادی بوجود بیاد!
-تو دین خدا رو با این منحرفینی که در جهان اسلام هستند ، یکی نکن!
-سروش؟ اونم زر زیادی میزنه. مث حامد ابوزید الاغ!
-ولایت فقیه؟ اینم یه بدعتیه که اسلام رو نابود کرده!
-مرجعیت؟تقلید؟ این چیزا تا قرن چهارم اصلن مفهومی نداشت!
-تو باید جوهر دین رو بفهمی!
-اسلام خیلی خوبه! اما مسلمونا به انحراف رفتن!!!
-اسلام نجات بخشه.اما متاسفانه،کج فهمی تصویرشو خراب کرده!!
-”دین” اینا یی که میشنوی نیست. یه چیز دیگه است!!
-…
.
.
.

یه سوال: مجموعه ای که همه ی معتقدینش، در حال حاضر، معتقدند، اینی که بهش میگن ”اسلام” اینی نیست که بوده و یقینا چیز خفن وتوپیه ، منتها بقیه-منهای ما-اونو نمیفهمند، … این مجموعه یه ذره گل و گشاد نیست؟
یه سوال دیگه:اساسا وجود مبارک خداوند اسلام ومسلمانان،مخشون تاب داشت که چیزی رو بفرستند این پایین که مومنین با هم درگیر شوند؟
یه سوال دیگه:تاریخ” الفتوح” رو می خوندم،توش نوشته بود : پیامبر تو جنگ احزاب نظرش خلاف نظر اصحاب بود، بالاخره نظر اونا رو پذیرفت واتفاقا پیروز هم شدند،حالا چند نفرباید برن پیش خامنه ای بگن : بابا !این الاغی که رییس جمهوره، پاک مخش تعطیله،بیا بی خیال شو و لااقل نذار دور برداره.تا اون بی خیال بشه؟ 
.
.

پا نوشت:
یکی به کدئین بگه ازین پستهای تخمی بکشه بیرون.
یه دهن لق آدرس وب منو داده به استاد مون. استادی که دنیای من ،آخرت اونه ودنیای اون آخرت من!
یحتمل این ترم به فاک خواهیم رفت…به تخمم!
به مهران میگم:حالا که زن گرفتی ، دخترا شروع میکنن آمار دادن.میگی نه؟ببین!

.

27

.

اون قدیما،از در پلی تکنیک که میومدیم بیرون یه گدای سمج کنه میشد که :مهندس، جون مادرت بیست تومن به من میدی؟
ما هم بادی به غبغب مینداختیم و یه بیست تومنی بهش میدادیم.
یه چند باری که ازم تیغید باهاش رفیق شدم. کم کم به حرف اومد. برگشت گفت: ترم دومی؟
گفتم:از کجا میدونی؟
گفت:به هرکی بگم مهندس، بهم پول بده میفهمم سال پایینی یه وعشق مهندسی!
گذشت…
کم کم عادت کرده بودم از در خیابون رشت برم بیرون.اون گداهه دم در حافظ وا میستاد.
یه بار میخواستم برم حوزه هنری از در حافظ زدم بیرون.
یهو گداهه از پشت برگشت گفت:مهندس، بیست تومن میدی؟
همونجوری برنگشته گفتم: خر خودتی!
برگشت گفت: لاشی ، اندازه ی بیست تومن قیافه بگیر، نه هزار تومن!
برگشتم ، یه صدتومنی دادم بهش،گفت:سال بالایی شدی یا!لابد ازدر رشت هم میزنی بیرون.
.
.
.
هفته ی پیش رفیقم با دوست دخترش سر سکس حرفشون شده بود.
خونه ی پسره خالی بود و دختره نمیومد بده؛میگفت حالشو ندارم!
این رفیق ما هم میرفت تو قیا فه و کل رفا قتشونو گره میزد به این سکسی که دختره پایه اش نبود!
براش داستان گداهه رو تعریف کردم و گفتم اندازه ی بیست تومن واسه درخواست بیست تومنی قیافه بگیر؛لاشی!
.
.

26

.
.
.
ادبیات هسته ای!!!!!

 

 

 

 

“سانتریفوژدستگاهی است غنی سازی اورانیوم که برای جداسازی موادازیکدیگربراساس وزن آنهااستفاده می شود.”


شاهکار بسیج دانشگاه چالوس در تنظیم واملای صحیح جملات رو که دیدم تازه فهمیدم ، جماعتی
که ریخت احمدی نژاد رو میبینن ذوق مرگ میشن،اساسا فارس نیستن و فارسی رو به قواعد عربی
زر میزنن!
.
.
.

25

.

دورازجون دولت نهم…
مشکل از “فساد”ه!
این “فساد” اینقده جنده است که همه ی ارکان دولت بی اختیار دارن میکننش!سفت!
.

Older Posts »